پشت صحنه های فیلم تبلیغاتی میرحسین
اشاره: با فرصتی که رسانه ملی در اختیار کاندیداها قرار داده است، فيلمهاي تبليغاتي آنها پخش ميشود تا مردم بر اساس آن قضاوت نمايند؛ در همين چارچوب، فيلم تبليغاتي ميرحسين موسوي نيز نشان داده شد كه ظاهري خوش ساخت داشت اما با اندك تاملي نكات بسياري را ميتوان از آن بدست آورد:
۱- متاسفانه عليرغم تاكيد مراجع محترم تقليد مبني بر عدم حمايت آنان از هيچ يك از كانديداها، ميرحسين موسوي با نمايش ديدارهايش با علما به نوعي سوء استفاده تبليغاتي از آنان نمود، بيتوجه به آنكه جايگاه مراجع تقليد به مراتب بالاتر از چنين حمايتهايي است (تکذیب و دروغ نامیدن حمایت از میرحسین توسط مراجعی که تصویرشان در فیلم موسوی نشان داده شد)
۲-سوء استفاده از شهداي گرانقدر جنگ تحميلي و... گوشه ديگري از تلاشهاي سبزپوشان دومخردادي براي رسيدن به قدرت است؛ بايد با چه زباني گفت كه در اسلامي كه از آن حرف ميزنيد هدف وسيله را توجيه نميكند؟ مگر خانواده محترم شهيد همت كه از احمدينژاد حمايت ميكنند را كسي در تبليغات تلويزيوني نشان داد؟ (این سوء استفاده از نام شهدا واکنش رئیس دفتر شهید رجایی را نیز برانگیخت)
۳- از شاعري كه براي اهل بيت(عليهم السلام) شعر سروده است(احمد عزیزی) سوء استفاده نمودند، و به زور او را روي تخت بيمارستاني حامي خود نشان دادند، و سعي كردند تا با حال بيمار او احساسات مردم را بيانگيزند.
۴-در قسمتهاي مختلف ديگري از فيلم پر واضح بود كه روي صداي حاميان موسوي صداگذاري شده بود، در حالي كه حاضرين در مقابل ميرحسين كف ميزدند، صداي صلوات عدهاي ديگر ميآمد!! اي كاش صداهاي توهين هواداران موسوي به احمدينژاد و دولتش با بدترين كلمات را هم پخش ميكردند تا مردم بدانند حاميان موسوي كيستند؛ اگر قرار بود حاميان واقعي موسوي نشان داده شود، چرا صحنههاي مختلط همايش حاميان موسوي در استاديوم 12هزار نفري آزادي نشان داده نشد و آن حاميان با حجابهاي... ! من هر چقدر با خودم كلنجار رفتم، نتوانستم پارچه سبز كه نماد حضرت زهرا(س) است را با آن وضعيت پوششها تطبيق بدهم (چرا كه: سبز يعني عشق تا شور و بلا / يا حسين فاطمه در كربلا / طالب سبزم نه اين سبز ريا / سبز هم بازيچه شده، مهدي بيا) ، اگر شما توانسيد حتماً به من اطلاع دهيد.
۵- حتي براي واقعي جلوه دادن حمايت مردم، از بازيگر تئاتر شهر بابل(منیژه حسینیان) در اعتراض به عملكرد احمدينژاد استفاده كرد(وي توسط مهدی قرباننژاد معرفي شده بود،
قرباننژاد از شاگردان مجیدی است که در فیلم انتخاباتی آقای مهندس میر حسین موسوی كه تهيه كننده سيماي مازندران است) اين امر بسيار واضح بود، چرا كه در ميان آن همه جمعيت دوربين به يك باره وي را نشان داد كه از ميان مردان(!) داشت به طرف اتوبوس ميآمد كه آقاي ميرحسين هم نرسيده گفت بگذاريد بيايد تو و بعد هم آن زن را سوار بر اتوبوس همراه خود بردند تا نقشش را بازي كند و حتماً هنگام خروج هم دستمزدش را (كه در مقايسه با خرجهاي ميلياردي هيچ بود) دادند و رفت و بهش گفتند: "شتر ديدي، نديدي" هر چند این موضوع را تکذیب می کنند(مگر می توانند تایید هم کنند!) اما شعور مردم برای فهم این نکات بیش از این هاست. نكتهاي هم در مورد موتورسوار فيلم ميتوانيد اينجا ببينيد.
۶- به قدري صحنه سازيها غير واقعي بود كه انسان متاسف ميشد اينها شعور مردم ايران را چه فرض كردهاند؟ به يكباره فردي به هنگام سخنراني ميرحسين از ميان جمعيت بلند ميشد، و شروع به صحبت در حمايت از ميرحسين ميكند، با وجود آنكه بلندگويي نزديك او نيست، صدايش به صورت واضح و با كيفيت به گوش ميرسد (گويي همانند فيلمها بالاي سرش بلندگو بوده) و جالبتر از آن دوربين هم از ابتداي شروع صحبتهاي آن شخص رويش زوم كرده و انگار كاملاً آماده به صحنه كشيدن آن بود.
۷- در آخر هم پرچم ایران را که بر دوش انداخته بودند، چنان غرق توهم قدرت شده بودند كه فراموش كردند پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران كلمه "الله" دارد و آن را پشت خود قرار دادهاند!
۸- عدم اشاره ميرحسين به اصلاحطلبان و نمايش سيد محمد خاتمي در كسري از ثانيه(!) نشان داد كه ميرحسين به خوبي مطلع است كه اگر مردم متوجه شوند عقبه كاري ميرحسين خاتمي و اصلاحطلبان است، ديگر از او حمايت نخواهند كرد. میرحسین که فهمیده مردم از سیاسی کاری های اصلاح طلبان دل خوشی ندارند، بيشتر تلاش كرد خود را مردمي و خاكي نشان دهد(در قسمتي روي زمين نشست و غذا خورد) اما در همين صحنهها هم بيشتر داخل اتوبوس بود تا بين مردم و در يك صحنه هم داشت از بين مردم فرار ميكرد تا داخل اتوبوسش برود.