بررسي وقايع سال88 در نگاهي كوتاه

بي هيچ ترديدي مي‌توان گفت سال ۱۳۸۸ سياسي‌ترين سال از زمان پيروزي انقلاب اسلامي بود، سالي كه برخي خواص به صورت مستقيم يا غيرمستقيم خواسته‌هاي دشمنان نظام را اجرا مي‌كردند و سالي بود كه ملت ايران دست به كارهاي بزرگي زد.
سالي كه ملت ايران قرار بود پس از سه دهه انقلاب، در اولين آزمون ملي دهه چهارم شركت كند. آزموني چند مرحله‌اي كه نخستينش 22 خرداد بود و آخرينش هشت ماه بعد، 22بهمن.مرحله اول امتحان-22خرداد

ملت در امتحان اول خوش درخشيد و حماسه مشاركت 85درصدي را رقم زد اما دسته‌اي از خواص به جاي خضوع و خشوع در برابر اين عظمت ماندگار آتش فتنه‌اي را برافروختند كه حلاوت آن حماسه را به تلخي مبدل كرد؛ دشمن كمين‌گرفته نيز به سرعت بر موج فتنه سوار شد و بر آتش آن افزود و آن را به نقاطي كه مي‌خواست هدايت كرد.

همين شد كه در ابتدا مردم با سخنان آن خواص پنداشتند كه تقلبي25 خرداد - حمله اغتشاشگران به حوزه بسيج شكل گرفته و با فراخوان خواص براي اعتراض به خيابان‌ها آمدند و جمعيتي چون روز 25خرداد در خيابان آزادي شكل گرفت، دشمن در اولين سوء استفاده‌هاي خود در پايان آن روز اغتشاش را آغاز كرد و به حوزه بسيج حمله كرد و البته دسته‌اي از همان مردم معترض در جو منافقان قرار گرفتند و آلت دستي شدند براي آن‌ها.

تعداد زيادي همان ابتدا با ديدن اغتشاشات راه خود را جدا كردند، سخنان حكيمانه رهبر معظم انقلاب در29 خرداد - نمازجمعه تاريخي به امامت رهبر معظم انقلاب   - جمعيتاز دانشگاه تهران تا نزديكي ميدان وليعصر رسيد نمازجمعه 29خرداد و حضور ميليوني مردم در اين روز شعله‌هاي سركش اين فتنه را از بين برد؛ اما آن خواص همچنان بر حرف خود اصرار مي‌كردند و اما هيچ سندي برايش نداشتند. با مشخص شدن حمايت بيگانگاني چون گروهك منافقين، دولت آمريكا و... ريزش بدنه اجتماعي جريان معترض به انتخابات شدت26تيرماه - نمازجمعه به امامت هاشمي رفسنجاني گرفت؛ آن خواص كه ديگر "سران فتنه" ناميده مي‌شدند براي نمازجمعه 26تيرماه هاشمي رفسنجاني به هواداران خود فراخوان حضور دادند اما جمعيتي بسيار كمتر از گذشته در آن حضور داشت، جمعيتي كه در ماه رمضان آب مي‌خوردند، با كفش نماز مي‌خواندند و مختلط.

ديگر رهبري جريان معترض تا حدود زيادي از دستان آن خواص خارج شده بود و شبكه‌ها و سايت‌هاي فارسي خارج از كشور اين جريان را هدايت مي‌كردند؛ فراخوان‌هاي بعدي نيز هر بار جمعيت آن‌ها كمتر مي‌شد: 13آبان، 16 آذر و سرانجام روز عاشورا. در اين روز تتمه آن جمعيت كه ويژگي‌هاي نزديك و خاصي داشتند به خيابان‌ها آمدند و سوت و كف زدند و حرمت حضرت اباعبدالله(ع) را شكستند، و سران فتنه اين‌ها را "مردم خداجو" ناميدند و اين چيزي نبود كه مردم مسلمان ايران تحمل كنند و همين شد كه9 دي - ميدان انقلاب و خيابان‌هاي اطراف آن مملو از جمعيتي بود كه منزجر بودند از حرمت‌شكنان روز عاشورا  حماسه 9دي در ميدان انقلاب و خيابان‌هاي اطراف خلق شد در چهارشنبه‌اي تاريخي.

آن حماسه فوران خشم ملت پس از ماه‌ها صبر بر فتنه بود؛ اما سران فتنه داخلي و خارجي از اين حماسه درس عبرت نگرفتند و سعي كردند تصاوير پخش شده از صدا و سيما را كوچك بدانند؛ آن‌ها براي 22بهمن به حاميانشان فراخوان دادند؛ اصحاب فتنه در سوداي آن بودند كه اين روز را به عرصه جولان خود تبديل كنند و از آن باطل‌السحري براي 9دي خلق كنند. در ذهن خود دون‌كيشوت‌وار "اسب‌تروا" زين كردند.22بهمن - آخرين مرحله آزمون سال 88

اما ملت ايران در آخرين مرحله آزمون سال 1388 نيز سربلند بيرون آمد و با حضوري ميليوني به حمايت از نظام و رهبري معظم انقلاب پرداخت تا اين پاياني باشد بر فتنه سال 88.

و باور دارم كه تنها يك نكته بوده كه سبب شد نظام جمهوري‌اسلامي اين فتنه بزرگ را پشت سر بگذارد، همان نكته كه در جنگ ما را موفق گردانيد و در ۱۸تير و آن لطف خداوند و توجه حضرت ولي‌عصر(عج).

چهارشنبه‌سوري پايان توهم بي‌شمار بودن سبزها

از ماه‌ها پيش كه سبزها در مراسم‌هايي چون 13آبان، 16آذر و 22بهمن ناكام شده بودند، مي‌گفتند در چهارشنبه‌سوري ديگر كار نظام را تمام مي‌كنيم چرا كه اين بار ما نارنجك دست‌ساز و کوکتل مولوتوف خواهيم داشت و نيروهاي امنيتي تنها باتوم دارند؛ و مي‌گفتند امروز جلوي ما را گرفتيد، چهارشنبه‌سوري چه خواهيد كرد؟

بر همين اساس بسياري از مطالب سايت‌هاي سبز از حدود يك ماه پيش به چهارشنبه‌سوري اختصاص پيدا كرد و مطالبي در اين زمينه منتشر مي‌شد تا كم‌كم تتمه سبزها براي تبديل مراسم چهارشنبه‌سوري به اعتراض توجيه شوند.

" چهارشنبه سوری را به یک حرکت ضد حکومتی تبدیل کنیم"، "سیاسی‌ترین چهارشنبه سوری پس از انقلاب"، "چهارشنبه سوری، جشنواره نور علیه زور"، "اعتراض سراسري در چهارنشبه‌سوري" تنها بخشي از تيترهاي اين مطالب بود.

آشفتگي اين جريان سبز سبب شد كه اين بار نيز ناهماهنگي‌هاي زيادي بين آن‌ها وجود داشته باشد؛ برخي مطالب منتشر شده در بعضي از سايت‌هاي سبز به سبزها گفته بود كه به خيابان‌ها نيايند زيرا چهارشنبه‌سوري يك تله است! ( و بدين طريق پس از ناكامي بگويند ما اصلاً قرار نبود بيايم!!)

البته سران خارجي سبز با همه سر و صداهايي كه براي اين مراسم برپا كرده بودند، خود با توجه اتفاقات 22بهمن پيش‌بيني مي‌كردند كه شايد اين بار هم مردم استقبالي از فراخوان‌هاي آنها نكنند؛ شايد به همين خاطر بود كه ده روز پيش سايت راديو فردا نوشت: "کارکردهای اجتماعی، سياسی و فرهنگی و رنگ ناسيوناليستی آئين چهارشنبه سوری در ايران سی ساله اخير، و به ويژه نقش اين مراسم چون مفر، فضا و آکسيونی جمعی برای بيان اعتراض به فرهنگ تک صدای حکومتی، چندان بارز است که حتی غيبت خواسته يا ناخواسته معترضان نيز از بار اعترضی و سياسی اين مراسم نمی‌کاهد."

حتي روز سه‌شنبه ميرحسين موسوي اعضاي حزب مشاركت را فراخواند تا با او ديدار كنند و حرف خود را اين بار  در قالب گفتگو (و نه بيانيه) بيان كند. (تا شمار بيانيه‌هاي فله‌اي افزايش پيدا نكند) او در اين ديدار از حامیان خود خواست که برای پیروزی دست به یک "مبارزه اجتماعی گسترده" بزننند.

همسر وي نيز كه سبزها او را روشنفكرترين زن ايران مي‌نامند نيز چهار روز پيش از اين به طور تلويحي از سبزها خواسته بود كه چهارشنبه سوري به خيابان‌ها بريزند و جنبش اعتراضي خود را نشان دهند: "به پاس نوروز، جنبش سبز، در روز چهارشنبه سوری شاد و سرفراز خواهد بود."

او حتي دست پيش را گرفته بود كه پس نيفتد: "هیچ خشونتی از سوی این جنبش به کار گرفته نمی‏شود و چنانچه خشونتی روی دهد، از سوی آنان نیست و دیگران مسئول آن هستند."

مسعود رجوي سركرده گروهك منافقين نيز كه پيشتر به تحسين اقدامات موسوي پس از انتخابات پرداخته بود در شبكه‌هاي ماهواره‌اي حاضر شد و گفت كه هوادارانش ساعت 9:30 به بعد به خيابان‌ها بيايند و نيروهاي انتظامي و بسيج را مورد هدف قرار دهند.

با اين پيش فرض‌ها انتظار بر اين بود كه حداقل به اندازه سال گذشته خيابان‌ها شلوغ شود و مياديني كه در فراخواني‌هاي سايت‌ها و شبكه‌هاي ضد انقلاب به آن اشاره شده بود محل درگيري باشد. ميدان‌هايي چون انقلاب، آزادي، پونك و صادقيه.

اما آن‌هايي كه در شب آخرين چهارنشبه سال در خيابان‌هاي اصلي و يا در ميادين اصلي بودند شك كرده بودند كه آيا آن شب چهارشنبه‌سوري است؟ جالب اينجاست كه تقريباً هيچ نقطه‌اي از تهران شاهد درگيري و شعارهاي اعتراضي و درگيري نبود. هرچند سايت‌هاي بيگانه ادعاهايي مي‌كنند اما فقدان شديد تصاوير و فيلم‌ها در اين باره خود به تنهايي صحت ادعاهايشان را به چالش مي‌كشد. 

پس از اين ناكامي سايت‌هاي مهم سبزها سعي كردند نگويند كه شكست خورده‌اند و نوشتند: در مراسم چهارشنبه سوری در تهران و برخی شهرهای بزرگ صدای انفجار ترقه‌ها شنيده مي‌شد و مردم از فشفه‌های رنگی استفاده مي‌كردند (و اين يعني ما هنوز زنده‌ايم!)

برخي هم ممكن است بگويند به دلايل حضور نيروهاي انتظامي مردم به خيابان‌ها نيامدند، اما سوال اينجاست كه مگر در 25خرداد نيروهاي انتظامي حضور نداشتند. پس چه شد آن بي‌شمار بودن؟ آيا اين عقب‌نشيني تاكتيكي بود يا يك شكست تاكتيكي؟

اكنون اين سوال در ذهن سران داخلي و خارجي سبز بي‌جواب است كه بعد از ناكامي در چهارشنبه سوري ديگر چه كنيم؟وقتي روزهاي مهمي چون 22بهمن و چهارشنبه سوري سوري با توفيقي همراه نبوده و از سوي ديگر مردم در 9دي و 22بهمن با قدرت از نظام پشتيباني كردند، ديگر آن‌ها چه اميدي به جنبش سبز خود دارند؟

ديگر به چه روزي دل ببندند؟ مثلاً به حاميان خود بگويند به نشانه اعتراض در عيد نوروز به سفر بروند يا در سيزدهم فروردين به نشانه اعتراض به پارك‌ها بروند و براي باز بخت خود سبزه‌هاي سبز گره بزنند!

چهارشنبه‌سوري88 پاياني قطعي بود بر توهم بي‌شمار بودن سبزها. ديگر خودشان به اين نتيجه رسيده‌اند كه "چيز" خاصي از جنبش آْن‌ها باقي نمانده...

خبر بخش مجازي خبرگزاري فارس درباره اين مطلب

چهارشنبه سوزي

زندگي من از تو    سوزندگي تو از من   !!!

و بالاخره توقيف روزنامه اعتماد

بالاخره روزنامه اعتماد هم توقيف شد.

روزنامه‌اي كه در تمام فراز و فرودهاي سال‌هاي گذشته توانسته بود دوام بياورد و توقيف نشود، هر چند بي‌شمار تذكر و اخطار گرفته بود.

فكر مي‌كردم آن‌ها را به عنوان نماد يك روزنامه اصلاح‌طلب هيچ‌گاه توقيف نخواهند كرد اما...

مگر رئيس‌جمهور در مصاحبه‌اش با رسانه‌هاي خارجي نگفت كه در ايران آزادی بیان نزدیک به مطلق است، آيا اين گفته‌ها با واقعيت تطبيقي دارد؟

درباره ايران‌دخت چطور؟ يا شهروند امروز و...؟

من از بسياري كه مطالبي كه در اين نشريات چاپ مي‌شود خوشم نمي‌آيد، اما وجود آن‌ها را نوعي سوپاپ اطمينان مي‌دانم؛ با وجود آن‌ها شايد مخاطبان كمتر سراغ بي‌بي‌سي‌فارسي بروند يا سراغ ديگر شبكه‌ها و سايت‌هاي ضد انقلاب.

با بستن امثال اين روزنامه و امثال اين سايت‌ها دسته‌اي از مردم فكر مي‌كنند قراره چه اتفاقي بيفته كه اينها همه را بسته‌اند، و براي همين مي‌روند سراغ رسانه‌هاي بيگانه.

اگر در گوگل جستجو كنيد "توقيف اعتماد ايران دخت" اولين نتايج مربوط است به سايت‌هايي چون جنبش‌راه‌سبز، بي‌بي‌سي‌فارسي و بالاترين. كه اين يعني آنها از اين اتفاق راضي‌اند و دوست دارند اين خبر را در صدر اخبار مهم خود داشته باشند تا توجيهي باشد براي اين كه بگويند در ايران خفقان است.


--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مهم: دومين يادواره شهداي محله مهران

نصيحت

فراوان سخن باشد آكنده گوش

نصيحت نگيرد مگر در خموش