
هفته نامه حزب موتلفه اسلامی اخیرا مصاحبهای با محمدرضا باهتر نایب رئیس مجلس انجام داده است که به نظر من صراحت زیادی در صحبتهای باهنر دیده میشود و باهنر به نکات بسیار مهم و حساسی درباره احمدینژاد اشاره کرده است؛ نکاتی که حتی میتواند برای آیندگان حاوی نکات بسیاری درباره این بخش از تاریخ کشورمان باشد. بخشهایی از این مصاحبه که به نظر مهمتر آمده را آوردم و در انتها لینک کل صحبتهای باهنر وجود دارد.
(در انتخابات نهم ریاست جمهوری) علیرغم اینکه ما اصولگراها در دولت نهم همگی دست به دست هم دادیم که شکست بخوریم، اما خدا نخواست.
همان موقع (انتخاب وزاری دولت نهم) برای اولین بار از آقای احمدینژاد شنیدم که گفت: «من به دنبال ژنرالها نیستم. من نمیخواهم ژنرال در کابینه بیاورم». بعدها مشخص شد که گفت من میخواهم سرباز بیاورم.
بحث دیگری که آن موقع با ایشان داشتم این بود که سئوال کردم در مجموعه اداره مملکت تئوری اقتصادیتان چیست؟ ایشان به این مضمون میگفت من کاری به تئوری و این حرفها ندارم، من مهندسم و دنبال این هستم که تولید در کشور راه بیفتد، به عنوان مثال عرض میکنم مثلاً ده هزار قندان میخواهم، اعلام میکنم هر کس بهتر، سریعتر و ارزانتر میسازد بیاید بسازد. من میخواهم اینجوری مملکت را اداره کنم؛ همانجا عرض کردم که مسائل اقتصادی مسائل پیچیدهای است و به همدیگر ارتباط دارند، یعنی در همین مثالی که شما میزنید ما قندان را مجرد از استکان نمیتوانیم بسازیم، نمیتوانیم قندان را مجرد از اشتغال ببینیم، قندان را مجرد از تورم ببینیم؛ اینها مجموعه بههم پیچیدهای است که همه روی هم اثر میگذارند. بنابراین برای اداره امور اقتصادی باید تئوری داشته باشیم.
(درباره انتصاب ملک زاده) حتی با صحبتی که با خود آقای دکتر صالحی کردیم، ایشان هم تقریباً به ما میگفت که چارهای ندارم و باید این کار را انجام دهم.
همینطور که جلو رفتیم معلوم و احساس شد که آقای احمدینژاد به تشخیص شخصی خود بیش از قانون اهمیت قائل است و بیشتر تلاش میکند به تشخیصهای خودش عمل کند، بعضی از قوانین را قبول دارد و اجرا میکند و بعضیها را هم قبول ندارد و اجرا نمیکند.
لینک کامل مصاحبه