از اصفهان تا تهران
صبح كه از منزلي كه بوديم با ماشين بيرون آمديم به سمت تهران؛ نزدكمان اتوبان بود و وارد آن شديم، و از همان ابتدا تابلوهايي بود كه مسير تهران را مشخص ميكرد؛ همه جا تابلو بود و همهجا اتوبان تا وقتي از شهر رفتيم برون. از اون اتوبان دوطبقه كه به جز اون تو تهران نيست هم گذشتيم.
اصلاً باورم نميشد با آن سرعت، بدون هيچگونه ترافيك و تقاطعي يكسره از اصفهان برون برويم. فضاي سبز و آسفالتهاي اصفهانيها نيز خيلي خوب بود.
گذشتيم از آن شهر تاريخي و به تهران رسيديم؛ تابلوها اصلاً به خوبي اصفهان نبود، از تقاطعهاي زيادي رد شديم. در ترافيك مانديم و..
شانس آورديم كه تونل توحيد را پيدا كرديم و توانستيم از آن رد شويم؛ رد شديم، هواي آلودهاي در آن بود و اصلاً اونقدري كه روزنامه همشهري و ضمائمش از آن تعريف ميكردند، نبود.
و اون موقع فهميدم كه تبليغات چقدر ميتواند واقعيتها را عوض كنه...