پیشنهادهایی برای بازی ایران بحرین : 30
ایشالا من هم به استادیوم میروم
اما برای تشویق تیم ملی در برابر نماینده رسمی آل خلیفه
و میدانم پیروزی فوتبالی در زمین تحقیر آنهاست
برخی دوستان دیگر اما میخواهند از شیعیان مظلوم بحرین حمایت کنند با در دست گرفتن تصاویر شهدای آنها و... پیشنهاد من اینه شعار ندهید چون هم تیم ملی را محروم میکنند و هم تماشاگران دیگر علیه شما موضع میگیرند
اما به هر حال من پیشنهادم اینه که فوتبالی اعتراض کنید تا بعدا نتوانند محکومتان کنند
میتوانید پوسترهای علا هبیل را بیاورید که به خاطر حمایت از مردم علیه آل خلیفه از تیم ملی اخراج شد و بعدش هم زندانی
یه پیشنهاد دیگر هم دارم و اینه که با توجه به اینکه شماره پیراهن علا هبیل در بازیها 30 بوده، روی کاغذهای این عدد را بنویسید و دستتون بگیرید
مطمئن باشید بازیکنان بحرین و رسانههای این کشور متوجه منظورمان میشوند
از طرفی فیفا هم نمیتونه محروم کنه و بقیه تماشاگران هم اعتراضی نشان نخواهند داد
با این عدد 30 اونوقت میتونید جاهای مختلف ورزشگاه حضور داشته باشید و نه الزاما یه گوشه
یه پیشنهاد دیگر که یکی از دوستان در بخش نظرات گفت: یه پیشنهاد دیگه هم شیپور بردن به ورزشگاه هست چرا؟ این روزها مردم بحرین برای اعتراض اقدام به تجمع (با اتومبیلهاشون) در خیابانهای اصلی شهر میکنن و خیلی از خیابانهای منطقه اقتصادی شهر رو عملا به حالت فلج در میارن
در ضمن این تجمعات که بعضی وقتها به مدت 10 ساعت طول میکشه یکی از کارها بوق زدن با ریتم شعار معروف "یسقط حمد" هست
این ریتم رو دیگه همه ساکنان کشورهای خلیج میشناسن
حتی یکی از دوستان که تایلند هست میگه اونجا این کار رو کردم و همه عربهایی که بودن خوب متوجه شدن که قضیه چیه و همراهی کردن. حالا با شیپور و با صدای ریتم یسقط حمد میشه پیام رو رسوند.


و البته امیدوارم این دوستان از دست من ناراحت نشده باشند؛ از اول هم میدونستم حرف من و امثال من تاثیری در رفتنشان نخواهد داشت. اما اگر باعث شده باشد کمی معقولتر و سنجیدهتر حضور پیدا کنند، برایم کافی است.
و یادتان باشد با لباس سفیدرنگ به ورزشگاه بیایید
تشویق بحرین در بازی ایران بحرین !
میخواهند پرچم بحرین ببرند استادیوم !!
بابا یکی به اینها بگه تجربه بازی پرسپولیس-الاتحاد و استقلال-النصر کافی نبود؟
آرشیو اردیبهشت۹۰ وبلاگ من را حتما ببینید؛ من خودم اون موقع در وسط ماجرا بودم. یکی از دوستام که در بازی پرسپولیس-الاتحاد اون بنر بزرگ پرچم بحرین را در طبقه دوم تونست برای لحظاتی باز کند، بازی استقلال النصر دیگه نیومد استادیوم. من اون موقع نفهمیدم چرا.
اما بعد از بازی استقلال-النصر که از جو بیرون اومدم، تازه فهمیدم اون چیزی را که دوستم اون موقع فهمیده بود؛ اما تعجبم اینه که چرا برخی دوستان در این وبلاگ mazlombahrain.blogfa.com هنوز نفهمیدهاند این موضوع را.
البته خیلی از اینهایی که تو اینترنت شعار میدهند که همه میریم و... الکیه. بازی استقلال - النصر با اون همه تبلیغی که کردیم و وبلاگها پوشش دادند و به دوستانمان اساماس زدیم، تا دقیقه ۱۵ بازی ۱۰۰ نفر حدودا بودیم، و به سختی جا برای دوستانی نگه داشتیم که تازه حدود دقیقه ۲۰ با کلی دبدبه و کبکبه اومدن و شدیم حدود ۲۰۰ نفر! در مقابل ۸۰ هزار تماشاگر دیگر.
اما نکته جالب دیگر اینه که نویشندگان این وبلاگ در جدیدترین مطلب خود از افرادی که میخواهند به ورزشگاه بروند، تقاضای اسم و شماره موبایل کردهاند به بهانه هماهنگی؛ در حالی که هویت آنها معلوم نیست، میخواهند به این بهانه مشخصات این جوانان خوب اما ساده را بگیرند. موضوعی که قابل پیگیری است.
باور کنید استادیوم جای این کارها نیست؛ جایش جلوی سفارت بحرین است اما اگر استادیوم رفتید لاقل پرچم بحرین نبرید و پوستر علا هبیل بازیکنی که از طرف آل خلیفه به خاطر حمایت از مردم زندانی شده را ببرید...
این را هم اضافه کنم که در بازی پرسپولیس الاتحاد تماشاگران پرسپولیس در واکنش به حمایت ما از مردم بحرین از طرف ما، لحظاتی به نفع مخالفان دولت سوریه شعار دادند؛ چهارستون بدنم لرزید. خدا را شکر که فقط لحظاتی بود و زود قطع شد. اگر تعداد بیشتری اون شعار را میدادند و زمان بیشتری، اون وقت رسانههای عربی چه بازتابی میدادند...
اگه توی این بازی همچین اتفاقی بیفته، این همه حمایت نظام از دولت سوریه علیه صهیونیستها زیرسوال میره و ...
این دو لینک هم برای اونهایی که باورشون نیست دارند تو زمین دشمن بازی میکنند:
یگان امنیتی بحریت در تهران فیفا به دنبال بهانه برای محرومیت ایران
در بخش نظرات بحثهای جالبی وجود دارد؛ اونهایی که دوست دارند در مباحث شرکت کنند
نگاههای عجیب هاشمی به رئیس قوه قضائیه در نمازهای عید فطر

آقای عدالت !
یادش بخیر سال ۸۴، فیلم تبلیغاتی احمدینژاد برای انتخابات. میگفت "عدالت روح حاکم بر جامعه است، حتی اگر بخواهیم امنیت ملیمان را حفظ کنیم باید عدالت را اجرا کنیم" این بخشی از یکی از سخنرانیهایش در مسجدی قبل از انتخابات سال ۸۴ بود.
صداش هنوز تو گوشمه؛ چقدر ساده بودیم که باورشون کردیم. طوری درباره بیتالمال صحبت میکرد که فکر میکردیم امینترین فرد است برای مدیریت آن
اما امروز وقتی متوجه میشویم در سفر دیپلماتیک به نیویورک وی همسر، پسر، دختر، عروس، داماد، نوه، مشایی و همسر، بقایی و همسر، ثمره هاشمی و همسر را همراه خود برده است و این سفر با هزینه بیتالمال انجام شده، چه کنیم؟
اگر قرار باشد خانواده ۵ نفری خودمان با هواپیما سفر چند روزه مشهد برود، حدود ۷۰۰ هزار تومان هزینه هواپیما میشود و هزینه هتل نیز چیزی در این حدود خواهد شد؛ با هزینههای جانبی و رفتوآمد در شهر تقریبا رقم ۱.۵ میلیون حاصل میشود.
حالا سوال اینجاست که هزینه سفر احمدینژاد همراه با خانواده و بستگان خود و اطرافیانش به نیویورک و اقامت در هتلهای گران قیمت آنجا چقدر شده است؟
کاش همین یک مورد بود؛ اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی را دیگر چه میشود کرد؟ چطور مدیر عامل بزرگترین بانک کشور فردی بوده که خانوادهاش در کانادا ساکن بودهاند؟ و چرا این مدیر عامل دولتی پس از مشخص شدن جرمش ابتدا به لندن و سپس به کانادا متواری شده است؟
و چرا امضای نامههای اداری اختلاسگران این پرونده را اطرافیان آقای عدالت انجام دادهاند؟
چرا آقای عدالت ؟