تا ثریا میرود دیوار کج
اما پس از پایان جنگ تحمیلی کم کم نسل جدیدی از به اصطلاح هنرمندان وارد عرصه تولید فیلم و سریال شدند که نه در ظاهر بلکه در عمق کارهایشان ریشه اسلام و انقلاب را میزنند.
اوج اینها شاید فیلم "جدایی نادر از سیمین" بود که به خاطر فشارهای رسانهای عجیب جریانی قدرتمند اما ناشناس وزارت فرهنگ را مجبور کرد به عنوان فیلم برگزیده ایران برای جشنوارههای جهانی معرفی کند (یکیش ...جوان)
فیلمی که جز بدبختی ایران و ایرانی را نشان نمیدهد و مهمتر از آن زن چادری را به عنوان حقیرترین و بدترین شخصیت به تصویر میکشد. طبیعی بود که این فیلم با استقبال گسترده محافل سینمایی غربی مواجه شود و از این فیلم تعریفهای عجیب و غریبی شود و جایزههای پرشماری ببرد.
اما جالبتر از همه این است که این محتوا به صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز راه پیدا کرده و در سریال تا ثریا علاوه بر اینکه هر شب بدبختی یه عدهای نشان داده میشود و روان مردم آزار داده میشود؛ زن چادری به عنوان حقیرترین و بدترین شخصبت نشان داده میشود. و مانند الگوی جدایی نادر از سیمین کنار این زن چادری زنی غیرچادری نشان داده میشود که شخصیت خوبی دارد.
طوری که بیننده ناخودآگاه شخصیت زن چادری را نمیپسندد هرچند شاید به خاطر حقارتش با او همدردی کند. اما در کنار آن شخصیت زن غیرچادری معقول و منطقی است!
حال انتظار داریم با این نوع از فیلمها دختران جوان ما چادری باشند؟ یا پسرهای جوان از کسی که چادری است خوشش بیاید برای ازدواج؟
و همین منشا معضلات فرهنگی بسیاری در آینده کشور میشود و باعث میشه تا ثریا این دیوار کج بالا برود و هر چه دلسوزانی در این زمینه تلاش کنند، نتیجهای دربر نداشته باشه.
صدا و سیمایی که با کمترین دلیل نمایش تصویر و نام مداحان اهل بیت(علیهم اسلام) را ممنوع میکند، چطور اجازه میدهد اینطور در بهترین ساعت آنتن در اختیار چنین فیلمهایی باشد؟!
آن وقت در کشور جریانی ارزشی همچون جشنواره فیلم عمار با کمترین استقبال همین صدا و سیما و آن جریان رسانهای ناشناس اما قدرتمند مواجه میشود.
همین نگرانی من به زبانی بهتر اینجا نوشته شده است
جریان رسانه ای که در اعتراض به این سریال به راه افتاد، ثمر داد.

