پاسخی به نظرات

در مورد مطلب قبل دوتا از دوستان نظر مخالفی داشتند.

 اولی که خود را واقع بین معرفی کرده بود تنها به ذکر این نکته اکتفا کرده بود که حرف های ما غیر منطقی و احساسی است. وی بدون ذکر دلیلی این نکته را افاضه نموده بودند.

اما دومین نظر مخالف را آقا سعید (که همیشه نظراتش در این وبلاگ بوی مخالفت می داده است) منطقی تر از اولی داده است:

"زیاد منطقی به نظر نمی رسد.
بدون تحقیق در مورد آمار طلاق یا ... نمی توان نظر داد.
من میدانم که 70% آمار طلاق ناشی از اعتیاد یکی از طرفین است (امار قوه قضاییه) پس در جنوب شهر که اعتیاد بیشتر است باید طلاق هم بیشتر باشد. ضمن آنکه تجاوز و سکوت زنان در مقابل خیانت هم در جنوب بیشتر است.
کلا زنان سنتی حاضرند بسوزند و بسازند و طلاق نگیرند.
زیرا 1- تامین مادی ندارند 2- از نظر سنتی طلاق نا ژسند است.
پس بازهم این نوشته ها کلی گویی است و منطقی به نظر نمی رسد."

و اما پاسخ:
آمار شما نادرست است برای اثبات آن می توانید منبع سایت قوه قضائیه یا مرکز آمار ایران را بیاورید.
حال به فرض هم درست باشد، این آماری که اعتیاد در جنوب شهر بیش از شمال آن است را از کجا در آورده اید؟
شاید بهتر از من بدانید  امروزه اعتیاد بیشتر به موادی مانند شیشه و قرص های جدیدی است که در شمال شهر بیشتر استفاده می شود در ضمن در بین افرادی که در شمال شهراند هم مصرف موادی مانند تریاک و هرویین همچنان رواج دارد ولی چون پولدارترند و این مواد را می توانند دائما مصرف کنند چندان از چهره آن ها نمی توان پی به این موضوع برد
آمار دومتان در مورد خیانت هم کاملا بی پایه و اساس و اصطلاحا من در آوردی است.
و در مورد پاراگراف دوم نظر:آیا هر زنی که در جنوب شهر زندگی می کند، سنتی است و اگر خانه شان را عوض کنند و به شمال شهر بیاید مدرن می شود؟!!
حال زنانی که در جنوب شهر زندگی می کنند و به زندگی خود پایبندند را محکوم  به سوختن و ساختن می کنید؟  پس زنان شمال شهری که بر سر کوچکترین اختلاف ها زندگی خود را رها می کنند چه مینامید؟
بیا از دیدی بالاتر به قضیه نگاه کنیم؛اگر زندگی ها به راحتی متلاشی شوند،میانگین تعداد فرزندان هر خانواده به شدت افت می کند و اگر در جامعه ایبه ازای هر زن حداقل دو بچه متولد نشود(بر اساس محاسبات علم جمعیت شناسی)، جمعیت آن جامعه رو به نزول می رود و سرانجام انسانی نمی ماند!

فرق بالای شهر و پایین شهر

چهار مطلب قبل گزارشی از تزئینات شهر برای نیمه شعبان نوشتم و در آن ذکر کردم که هر چه از بالای شهر به سمت پایین شهر رفتم،این تزئینات بیشتر شد که دوستی اینگونه نظرش را بیان کرد:

"بله هر چه از بالا به پایین شهر می رویم تزیینات بیشتر می شود زیرا خرافه رابطه مستقیم با فقر دارد. البته به همین نسبت هم فحشا و بزهکاری در پایین شهر بیشتر می شود.
پس مذهب نقشی در کاهش بزهکاری ندارد بلکه بر عکس ..."

هر کس اعتقاداتی دارد و از نظر او تزئین خیابان ها برای سالروز تولد قطب عالم امکان خرافه است

البته
هر چه از بالای شهر به سمت پایین آن می رویم آمار طلاق کمتر می شود
هر چه از بالای شهر به سمت پایین آن می رویم آمار مریضی های روانی کمتر می شود
هر چه از بالای شهر به سمت پایین آن می رویم سگ ها کمتر جای اعضای خانواده را گرفته اند
هر چه از بالای شهر به سمت پایین آن می رویم در صورت نیاز مردم بیشتر به شما کمک می کنند
هر چه از بالای شهر به سمت پایین آن می رویم مردم بیشتر از مرگ هراس دارند و از آن فرار می کنند
هر چه از بالای شهر به سمت پایین آن می رویم،کمتر زنان خود را آرایش کرده در معرض دید قرار میدهند

و ... 

زندگی

 

زندگي حکايت مرد يخ فروشيست

                                       که به او گفتند:"فروختي؟!"    ...گفت: "نخريدند ولي تمام شد...!!".


در محضر آیت الله مهدوی کنی

عکس اختصاصی وبلاگ نگرانی

آیت الله مهدوی کنی شب نیمه شعبان به مسجد ما آمده بودند.او در صحبت با جوانان بر نماز شب تاکید کردند و گفتند:
نماز جماعت فقط برای مغرب و عشا نیست و سعی کنید نماز صبح و همچنین ظهر و عصر را به جماعت به جا بیاورید

نیمه شعبان در تهران

 بسیاری از نقاط تهران با سلیقه جوانان ایرانی تزئین شده بود و جشن تولد منجی عالم بشریت گرفته شده بود.

 نکته بارز همان حضور جوانان مومنی بود که ساعت ها وقت خود را بی منت برای امام زمانشان گذاشته بودند و خدمت می کردند.

 البته این را هم بگویم که هر چه از بالای شهر به سمت پایین شهر می رفتیم، تزئینات بیشتر می شد. (البته اگر غیر از این بود جای تعجب شد)

از دوتا از کوچه های تزئین شده عکس گرفته ام که در سر آن کوچه ها شربت هم توزیع می شد:

از ظاهر تا باطن

تزئین خیابان ها و مساجد امری بسیار پسندیده است.
هزینه کردن برای شام مساجد در این شب مبارک بسیار خوب است.
شرکت در هیئت ها و شاد بودن نیکوست.

اما

نباید در ظواهر بمانیم، نباید به همین مسائل قتاعت کنیم.
باید خود را از نظر اعتقادی قوی تر کنیم، و اطلاعات خود را در مورد مهدویت بیشتر کنیم.
کتاب های خوبی که در این زمینه نوشته شده را،بخوانیم(و البته مراقب انحرافات در این راه باشیم).
باید سعی کنیم امام زمان را بهتر بشناسیم و آن را به مردم بشناسانیم.
چرا که من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه.
باید خود را برای ظهور حضرت آماده کنیم.
در دعاهای ندبه شرکت کنیم.
سحرها دعای عهد بخوانیم.

منفعلانه با وقایع جامعه برخورد نکنیم.
و سعی در اصلاح جامعه خود داشته باشیم

                       در پایان این مطلب را با یک پیشنهاد و یک حدیث به پایان می برم :

 پیشنهاد:
فرستادن ۱۰۰۰ صلوات در شب و روز نیمه شعبان برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج)

حدیث:                      
                       فاکثروا الدعا بالتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم

دعوت نامه جشن نیمه شعبان

«نیمه شعبان سال گذشته تجربه خوبی بود که وبلاگ نویسان زیادی پست ماقبل نیمه شعبان خود را به "امام زمان" اختصاص دادند. خیلی ها آمدند. هرکس به زبان خود درک خود از امام عصر را نوشت. تیتر همه هم یکی بود: " خدا کند که بیایی".

 

امام زمان برای همه ما معنا و مفهوم دیگری دارد. این روزها بار دیگر  کوچه ها و شهر  به خاطر  آن یوسف غایب از نظر چراغانی شده اند.

 

فکر کردم که امسال هم مانند پارسال  از همه وبلاگ نویسان دعوت کنم که بیاییم همه باهم و در یک حرکت جمعی آخرین پست قبل از چهارشنبه ( روز میلاد) را به امام زمان اختصاص دهیم.  ما که از همه چیز نوشتیم و می نویسیم. یک روز هم این مدلی بنویسیم.لازم نیست حتما چیز بلندی باشه. یک عکس- یک مطلب کوتاه- یک خط شعر یا هرچیزی که فکر می کنیم به میلاد امام زمان ربط داره. مانند پارسال  " خدا کند که بیایی" هم به نظرم تیتر قشنگی میتونه باشه.

 

هرکدام از دوستان که در این حرکت همراه است کامنت بگذارد تا اسمش را در لیست " خدا کند که بیایی"  بگذارم....»

 

این مطلب پست آخر احسان تقدسی است که می توانید در آنجا اعلام حضور کنید.

التماس دعا