حقوق بشر !

  و این هم حقوق بشر و آزادی که از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا به مردم لبنان اعطا شد. کشورهایی که دم از دموکراسی و حقوق بشر می زنند، در حالی که با حزب الله جنگ دارند، اینگونه بشر را آواره می کنند:

به چه گناهی اینان آواره شدند؟

و با ویران کردن خانه ها و کشتن غیر نظامیان آزادی و دموکراسی را برایشان به ارمغان می آورند.

و این عروسک یک کودک بی گناه است

 

و شاید این کاریکاتور بتواند مفهومی دقیق را برساند:


تفکرات یک ایرانی از کنار میشیگان

  هموطنی که اکنون در نزدیکی دریاچه میشیگان اقامت داری، شما بعد از یک بحث طولانی پرسیدید که لیلی زن است یا مرد !

هر چند من چندان موافق آن صفت به کار برده شده توسط آقای مهدوی نیستم ولی چیزی در همین معنای را درست می دانم. نمی دانم به چه زبانی باید به شما بفهمانیم بحث و اعتقادات ما با محوریت خداوند است و دنیا را مادی نمی بینیم. شما سوالات و شبهات زیادی را در مورد جمهوری اسلامی ایران مطرح ساختید که ما به تعداد زیادی از آن ها پاسخ گفتیم ولی شما با طفره رفتن از پاسخ به سوالات ما در مورد آمریکا گفتید که نمی خواهید آمریکا را از دریچه چشم شما ببینیم. به برخی اظهارات خود دقت کنید:

"اگر نمیتوانید با آمریکا مقابله کنید پس چرا تهدیدشان میکنید؟ چرا وقتی ناو آمریکا هواپیمای مسافربری ایران را سرنگون کرد حمله نکردید ناو آنها را از بین ببرید؟ سر به سر کسی بگذارید که توان مقابله با او را داشته باشید...مثل دانشجوها و بچه های 16 ساله که موی سرشان بلند است و دخترهای مردم که مویشان از زیر روسری بیرون آمده. به آمریکا چکار دارید؟"
اگر ایران به آمریکا و منافعش حمله می کرد آنوقت ج.ا.ا را به جنگ افروزی و ... متهم می کردید و حال چنین عدم واکنش را تفسیر می کنید. اجرای احکام اسلام در کشوری اسلامی را سر به سر گذاشتن می پندارید. حزب الله لبنان نمونه کوچکی از توان نظامی ایران بود که ارتش پر آوازه اسرائیل را به زانو درآورد و ورزیده ترین تیپ های این ارتش هم کاری در برابر مبارزان حزب الله از پیش نبردند. مطمئن باش در صورت حمله آمریکا به ایران چیزی جز نام از آمریکا باقی نخواهد ماند.

و اینگونه بحث مذهب و خدا را تافته ای جدا بافته از بحث های سیاسی و اجتماعی می دانید:
"شما هم در همان خط قدم بر میدارید: اول برو اسلام و مسیحیت و وهابیت و ... را مطالعه کن و بعد بیا بحث کن. چشم اگر خواستم در مورد مذهب و خدا با شما بحث کنم حتما این کار را میکنم"

 و به دلیل اطلاعات کم در مقابل اظهارات آقای مهدوی که به رشد چشم گیر سواد در ایران اشاره کرد گفته اید:"زندانهایمان هم بزرگتر و پیشرفته تر شده اند".
خوب است به شما عرض کنم میانگین تعدا سال های تحصیل یک ایرانی حدود ۹ سال است در حالی که این رقم برای آمریکا حدود ۷.۳ است.در ضمن یک درصد آمریکایی ها در زندان ها زندگی می کنند در حالی که در ایران حدود ده هزار نفر از جمعیت هفتاد میلیونی در زندان ها به سر می برند. می دانم شما آنقدر مترقی هستید که آمریکا را هم قبول ندارید اما من این آمارها را در مقایسه با کشوری گفتم که شما گفته اید"توان مقابله با آن را ندارید.

 و نیز گفته اید:"تعداد معتادان و فحاشی هم بسیار بیشتر از گذشته شده. این ها را هم به حساب پیشرفت میگذارید؟ خوب است که خودتان هرروز اینها را میبینید و باز بررویشان سرپوش میگذارید"
نمی دانم بر چه اساسی می گویید فحاشی در ایران بیشتر شده، شاید منظورتان آمریکا بوده و اشتباهی نوشته اید! اتفاقا معتادها کم شده اند.
سهراب سپری را می شناسید؟ می گوید: چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید

به اسم دموکراسی

                                             امشب ساعت  21:45

      اعتراف های هاله اسفندیاری ، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو  در

                                     به اسم دموکراسی 

 

امشب واقعیت دموکراسی ، حقوق بشر ، و آزادی زنان مشخص می شود. و وجدان های بیدار بهترین قاضی خواهد بود که چه کسی دروغ می گوید. چه کسانی به دنبال استعمار معنوی بر کشورها هستند.

 

البته مقامات آمریکایی آن را نادرست نامیدند و ادعا کردند این صحبت ها با شکنجه از زبان آن ها بیرون آمده ولی خود آگاهند کسانی که برای چنین کارهایی انتخاب می کنند هرگز اعتراف دروغ نمی کنند. آن ها اعتراف کردند چون دیدند که چاره ای جز این ندارند و حقیقت را گفتند. توجه به وضعیت آن ها در هنگام صحبت کردن و چهره هایشان آشکارا از صحبت کردن بدون فشار آن ها خبر می دهد. البته از مقامات آمریکایی چیزی جز رد صحبت های آن ها انتظار نمی رود.

 

                                                   قضاوت با شما

 

 

  

فان حزب الله هم الغالبون

Image:Economist Cover 20060819.jpg...صفحه ی اول روزنامه ی "یدعوت آهارونت" در روز 21 تیر 1385 ...

 

داغ 18 تیر به دلشان ماند

  امسال هم ۱۸ تیر گذشت و اتفاق خاصی نیفتاد تا باعث ذوق و خوشحالی دشمنان داخلی و خارجی شود.

 ۱۸ تیری که می توانست روی ندهد تا عرصه برای قدرت نمایی عده ای اراذل فراهم نشود. البته این اراذل خیلی هم قدرتمند نبودند و در مواجهه با بسیجی ها خیلی زود کم می آوردند. در روزهای دوم سوم درگیری ، بسیجی های جلوی کوی می رفتند و شعار سوسول بیا پایین را سر می دادند ولی خبری نبود و نشد تا اینکه ملت در ۲۳ تیر ۷۸ در حرکتی تاریخی با حضوری گسترده چنان سیلی به دشمنان زد که هنوز هم می توان انعکاس صدای آن را شنید.

 ۱۸ تیری که عده ای دانشجو در آن حضور داشتند ولی عده بسیار بیشتری هم از اراذل سازماندهی شده بودند که دستگیری و محاکمه این عوامل از دست اشتن بیگانگان در این طرح خبر داشت.

 و اما سوال بزرگی که برای من وجود دارد این است که چرا همواره عده ای از مطبوعات و رسانه های داخلی هستند که دقیقا آنچه را انجام می دهند که مورد رضایت دشمنان ایران است.

آیا رابطه ای بین برخی رسانه های داخلی با دشمنان خارجی وجود ندارد؟   

اضمحلال غرب

در چند دهه گذشته تعداد فرزند برای هر زن در غرب به شدت کاهش یافته است. این امر به دلیل ازدواج دیر هنگام، افزایش طلاق و... است.  سست بودن بنیان خانواده از دلایل اصلی تعداد فرزندان کم است. عدم اطمینان زن در مورد داشتن شریک زندگی ثابت قدم و ناکامی های ناشی از ازدواج موجب می شود بسیاری زنان از داشتن فرزند خودداری کنند. البته باید به این نکته اشاره کرد یک سوم و یا حتی بیشتر زاد و ولدها در کشورهای توسعه یافته خارج از ازدواج صورت می گیرد. ناگفته پیداست فرزندان حاصل از این زاد و ولدها به دور از کانون گرم خانواده و بی عاطفه بزرگ خواهند شد.

 نبود عاطفه و احساسات انسانی در جوامع غربی از دیگر علل باروری کم این کشورهاست. تعداد زیادی از زنان غربی وجود دارند که حاضر نیستند خطر احتمالی بارداری برای سلامتی خود را به جان بخرند. آن ها می گویند ما می خواهیم زندگی خود را بکنیم و نمی خواهیم زندگیمان را برای آوردن بچه به خطر بیندازیم(حال آن که علت وجودی خود آن ها قبول این ریسک از سوی مادرشان بوده است!). همچنین آمار بالای خودکشی و استفاده از مواد مخدر شاهدی بر پوچ بودن هدف زندگی در غرب نیست؟  

 باروری سطح پایین فعلی در صورتی که با مهاجرت انبوه از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته همراه نباشد موجب کاهش شدید جمعیت این کشورها می شود. البته باید توجه کرد که انبوه مهاجران از فرهنگ های دیگر انسجام اجتماعی را تهدید می کند و کم شدن جمعیت بومی یک کشور هویت ملی و امنیت ملی آن کشور را تهدید می کند.

 طبق تحقیقات صورت گرفته فرصت های شغلی برای زنان با کاهش باروری آن ها نسبت مستقیم دارد.

 تاکید غرب بر حضور شانه به شانه زن همراه مرد در تمامی عرصه های شغلی چه نتیجه ای به همراه داشته است؟  فمینیسم چطور؟ آیا فمیینیسم ظلم انسان سکولار به زن غربی نبوده است ؟

استفاده ابزاری از زن در غرب چه چیزی برای زن غربی به ارمغان آورده است؟  آزادی زن؟ یا استفاده از او به عنوان کالا؟  چرا روی بسیاری از کالاهای غربی تصاویر زنان وجود دارد؟ چرا در تبلیغات تلویزیونی از زنان استفاده می شود؟  آیا آن زن ها ارزشی جز کالای تبلیغاتی دارند؟  آیا روابط آزاد زن و مرد(که از آن تعبیر به آزادی می کنند) نتیجه ای جز فروپاشی بنیان خانواده داشته است؟ 

آیا انسان غربی با ایدئولوژی هایی مثل آزادی بی قید و شرط در روابط زن و مرد ، سکولاریسم و فمینیسم راهی جز انقراض خود را طی نمی کند؟  آیا بهتر نیست انسان غربی به همان روشی که اسلام برای زندگی او توصیه کرده عمل کند؟ روند رو به رشد گرایش به اسلام در جوامع غربی نشان دهنده درک پوچی اندیشه های غرب و کامل بودن اسلام نیست؟ 

       آیا پوچی اندیشه های غربی در مقابل اندیشه اسلامی به اثبات نرسیده است؟

                                  

فیلم بازی کردن هم میهنی ها

 اعضای تحریریه روزنامه هم میهن پس از توقیف این روزنامه در مقابل دوربین خبرگزاری های خارجی چنان فیلمی بازی می کردند که دل هر از همه جا بی خبری را به درد می آورد !

 اما چون دوباره مجوز گرفتن آن ها درست مراحل قانونی را طی نکرده بود ، باید پس از طی مراحل کامل به کار خود ادامه دهند. آیا این گریه و فیلم بازی کردن دارد؟

شاید هم اهداف شومی پشت پرده این رفتارهاست.

بیربط- دیروز که در شهر رفت و آمد داشتم هر جایگاه های عرضه بنزینی را که دیدم حداقل دو پلیس در آن حضور داشتند.

آقای ستاری فر!  کدام 125میلیارد ؟

 یکشنبه شب در مناظره دکتر فرهاد رهبر و دکتر محمد ستاری فر مسائلی مطرح شد که بیش از گذشته دروغ پردازی های مخالفان دولت را آشکار ساخت.

 آقای ستاری فر از هزینه شدن ۱۲۵ میلیارد در دولت نهم خبر دادند اما کدام ۱۲۵ میلیارد ؟ رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت خاتمی با جمع کردن کل بودجه سال های ۸۴ و ۸۶، به همراه بودجه ۸۵، آن ها را هزینه هایی معرفی کردند که دولت تاکنون صورت داده است! یعنی سه سال. و شما این رقم ۱۲۵ میلیارد(که بیش از رقم واقعی است) را در مقایسه با ارقامی که حاصل دو سال اول دولت های قبل مصرف شده، بیان کردید، این چه جور مقایسه ایست؟ همان گونه که خود اشاره کرده اید درآمد دولت در زمان آقای احمدی نژاد افزایش پیدا کرده است. حال شما می فرمایید این سرمایه را چه کنیم؟ همه اش را در صندوق ذخیره ارزی قرار دهیم و تنها دلمان را به آن خوش کنیم؟ و شما خود گفتید نتایج کارهای دولت ها بعدا معلوم می شود و مثال زدید سدهایی در زمان آقای هاشمی افتتاح شد که آقای خاتمی بهره برداری کرد و... اما سوال پرسیدید در مورد نتایج هزینه های دولت، در حالی که تنها ۲۱ ماه از عمر این دولت می گذرد. این تناقضی آشکار در صحبت های شما نیست ؟؟؟ 

 دکتر ستاری فر ! شما بهتر از ما می دانید که دولت از نیمه سال ۸۴ خدمت گذاری به مردم را آغاز کرده است و نه از ابتدای این سال. پس لطفا کل بودجه ۸۴ را هزینه های دولت نهم ندانید. شما در حالی رقم سال ۸۶ را ۴۵ میلیارد اعلام کرده اید که برنامه بودجه رقمی حدود ۳۰ میلیارد را نشان می دهد ! شما بهتر از ما می دانید تاکنون کمی بیش از یک چهارم از سال ۸۶ سپری شده است ، بنابراین قسمت عمده ای از بودجه امسال هزینه نشده است. شما برای محاسبه عدد ۱۲۵ میلیارد ، بودجه سه سال را جمع کردید در حالی که هنوز چند ماهی به پایان دومین سال فعالیت دولت نهم مانده است ! 

آقای ستاری فر این که رقم اعلام شده از طرف شما نادرست است را فرد دیگری هم می گوید:عضو کمیسون برنامه و بودجه مجلس:هر چه گشتیم آمار آقای ستاری فر را در اسناد بودجه ندیدیم(کلیک کنید)

 و اما در مورد هزینه ها ؛ دولت نهم در ده ماه اول فعالیتش ۷۰۰ میلیارد تومان از هزینه های مصرفی اش کاسته است. شما بهتر از ما مطلعید کاهش هزینه های مصرفی دولت چقدر سودمند و مفید است اما به این ارقام اشاره نمی کنید. البته از شما که اهتمام تامی در تخریب دولت دارید چگونه باید انتظار داشت این ارقام را ذکر کنید !

شما بهتر از ما آگاهید که هزینه های دولت،عموماً درآمد برای مردم است. هنگامی که دولت به سفرهای استانی می رود ، روستاهایی را مشاهده می کند که بنا به دلایلی(!) هنوز از داشتن آب آشامیدنی محروم اند چه رسد به سایر امکانات. مردم شهرستان های زیادی از داشتن امکانات اولیه و فرصت های شغلی محروم اند. به نظر شما دولت باید مانند گذشتگان آن ها را فراموش کند؟ شما بهتر از ما می دانید که برای برقراری عدالت نسبی در توزیع امکانات باید ده ها برابر این ارقام هزینه شود. شاید هم لزومی نمی بینید که به مردم مناطق محروم توجه شود. این چه اقتصادی است که شما از آن صحبت می کنید ، اقتصادی که مردم محروم به واسطه آن باید نادیده گرفته شوند. شما اقدامات دولت در شهرستان ها را افزایش تصدی گری دولت نامیدید، اما آیا بخش خصوصی خاصی را سراغ دارید که برای فلان روستای دور افتاده آب ببرد ؟ پس چه زمانی و چه کسی باید به این مردم توجه کند؟ فراموش نکنید کشور ما زمانی پیشرفت می کند که همه جای آن با هم پیشرفت کند. بی عدالتی مانع توسعه است.

استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی ، شما گفتید دولت کارهای انجام شده اش را به صورت مکتوب نیست اما بهتر است بدانید نگارش گزارش نظارتی برنامه چهارم توسعه در سه جلد و با بیش از 2000 صفحه آغاز شده است و به زودی منتشر می شود.

شما بهتر از ما می دانید که علت رای دادن مردم به آقای احمدی نژاد چه بوده است، رای به او «نه»  بزرگی به سیاست های گذشته بوده است. حال انتظار دارید دولت مانند گذشته عمل کند؟ لطفا در اصول اقتصادی خود تجدید نظر نموده و کمی هم مردم مناطق محروم را دریابید.

ظلم و بی عدالتی

  امروز بادیدن نمره یکی از درس هایم در دانشگاه دانستم عدالت و درستی در عمل معنای چندان واضحی ندارد و به راحتی حق شما را می خورند و کاری از شما بر نمی آید.

 استاد کامپیوتر ما در طول ترم تکالیف مختلفی را به ما گفت و من همه آن ها را انجام دادم و در درستی آن ها تا حد زیادی مطمئنم ، چون برخی از آن ها را قبل از تحویل با خود او چک می کردم.

 به هر حال او از بیست نمره تکالیف به من ۸ داده است. اصلا نمی توانستم باور کنم. اول فکر کردم نمره از ده است ولی واقعیت داشت. استادانی در دانشگاه وجود دارند که در مورد نمره عقده دارند و بالاترین نمرات کلاسشان به ۱۵ نمی رسد. و شاید این را باعث افتخار می دانند. نمره دو درس را دیگری را که در تابلو زده بودند کامل گرفته بودم ولی نمره پایانی این درس را ۱۰ داده بود.

 من معمولا از حق خودم می گذرم اما در این مورد این اجحاف و ظلم به قدری شدید بود که آن را به قیامت موکول کردم چون آنجافریادرسی هست که به دادخواهی ها جواب دهد(در حالی که اینجا کسی پیدا نمی شود)

 جالب تر برای من این بود که در پایین لیست درس ها نوشته شده بود: نمرات بالاتر از آنچه بوده داده شده و اعتراضی پذیرفته نیست !

بیربط۱-از عدم استقبال از مطلب قبل که برای شرکت در مناظره دعوت شده بود فهمیدم ، خیلی ها حوصله ندارند. اما من این پست از مطالب وبلاگ را به عنوان مطلبی جاودانه می دانم و آن را در آخرین مورد پیوندهایم قرار می دهم.

بیربط۲-از صحبت های فرهاد رهبر در مقابل ستاری فر خیلی خوشم آمد. فکر نمی کردم اینقدر سواد و توانایی داشته باشد تا امثال ستاری فر را به چالش کشانده و گیج کند. امشب هر مطالب مهمی مطرح شد. نمی دانم این آقای ستاری فر به روستاها سفر نکرده اند تا اوضاع آنجا را ببیند. دولت باید به سرعت در این مناطق هزینه کند و آن ها را به عنوان ایرانی به رسمیت بشمارد (در حالی که در گذشته با عدم توجه این مناطق نادیده گرفته می شدند)

طولانی ترین مناظره در وبلاگ های فارسی

 همه چیز از آن جا شروع شد که عباس مهدوی آمد و از من خواست تا در مناظره اش در وبلاگ راه راست با یک مسیحی شرکت کنم. اتفاقا در آن مطلبی که او این موضوع را با من در میان گذاشته بود ، یک هموطن از آمریکا در مورد مطلب من نظر خاصی داده بود. او به من گفت مطمئنم می توانی جواب او را بدهی. من هم با اعتماد به نفسی که از جمله او کسب کرده بودم پاسخ آن هموطن آمریکایی را دادم.

 او صحبت های من در مورد آمادگی برای دفاع از کشور را حمل بر جنگ طلب بودن من دانسته بود از آن انتقاد کرده بود. من در مطلب جدید پاسخ او را دادم.

 سپس در قسمت نظرات آقای مهدوی هم پاسخی به آن هموطن داد و آن هموطن مقیم آمریکا هم دوباره آمد و پاسخی به اظهارات من و آقای مهدوی داد. اینجا بود که آغاز بحث و مناظره ما با او بود. این بحث ها به موضوعات زیادی کشیده شد. این مناظرات به شدت جدی و داغ بود بسیار پیش می آمد که پاسخی محکم و کامل می دادیم به طوری که کار حریف را تمام شده می انگاشتیم اما به یکباره با چنان پاسخی مواجه می شدیم که خود را در موضع ضعف احساس می کردیم اما با کمی گذشت زمان و تمرکز روی مطالب پاسخی می دادیم که طرف مقابل را برای پاسخ آن دچار چالش می کرد. به هر حال دوره ای از مسائل سیاسی اجتماعی مرتبط با ایران و تا حدودی آمریکا و جهان را می توانید در قسمت نظرات این مطلب بخوانید.

 این مناظرات تا آنجا پیش رفت که پیشنهاد هموطن آمریکایی برای مناظره با آمریکایی ها مطرح شد ایشان حتی با آن گروه ها هم صحبت کرده اند و به زودی خبر آن را به شما خواهم داد ، اگر تمایلی به حضور در ادامه بحث ها و مناظرات دارید یا می خواهید با آمریکایی ها در مورد ایران و آمریکا مناظره کنید ، اعلام نمایید.

 با این توضیحات شما را به دیدن مطلبی که طولانی ترین بخش نظرات را در وبلاگ های فارسی دارد دعوت می کنم. تا کنون تعداد نظرات این مطلب به عدد ۱۳۷ رسیده است و طول نظرات هم به قدری است که فکر می کنم رکوردی جدید در وبلاگ نویسی فارسی به ثبت رسیده باشد(اگر موردی طولانی تر سراغ دارید بگویید) :

                        مناظرات با هموطن مقیم آمریکا را اینجا ببینید.