و ديگر هيچ...
شبكه ايران: عليرضا بهشتي هم مجبور به ترك نمايشگاه مطبوعات شد: مقارن ساعت 17 امروز، "علیرضا بهشتی"، مشاور میرحسین موسوی، در نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها حضور یافت؛ حضوری که به دنبال آن فضای فرهنگی نمایشگاه تحت تاثیر مجادلات سیاسی قرار گرفت.
اطلاع جمعیت حاضر در نمایشگاه از حضور وی، سبب شد تا تعدادی از حامیان جریان سبز با سردادن شعارهایی در حمایت از موسوی و بلند کردن صدای خود، نظم نمایشگاه را تحت تاثیر شعارها و رفتارهای خود قرار دهند، اما حضور و تجمع مردم و مخالفین جریان سبز در برابر این جمعیت و اعترض آنها که با شعار "بهشتی بهشتی 72 کشتهات کو؟ " متمایز شده بود، سبب "رودررویی شعارها" در نمایشگاه شد.
در ادامه و با افزایش شمار معترضان به حضور بهشتی در نمایشگاه مطبوعات، آنها اعتراض خود را به جریان سبز با شعارهای تندتری علیه خاتمی، موسوی و کروبی اعلام کردند.اما در حالی که فریاد شعارها از سوی دو طیف مخالف ادامه داشت، افزایش شمار مردم و مخالفان جریان سبز و همچنین داغ تر شدن شعارهای آنها علیه موسوی و حامیانش، سبب شد تا بهشتی به سرعت نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها را ترک کند.
به گزارش شبکه ایران، طی دو روز گذشته نیز در نمایشگاه مطبوعات، حضور کروبی سبب شعار دادن حامیان او شد، به طوری که این گروه تلاش کردند تا مردم را برای حمایت از کروبی با خود همراه ساخته و نمایشگاه را متوجه او سازند، اما اقدام مردم حاضر در نمایشگاه و سر دادن شعارهایی علیه کروبی وی را مجبور کرد تا نمایشگاه را با عجله و در حالی که مضطرب به نظر می رسید، ترک کند."
آيندهنيوز: شعارهاي مردمي! عليه بهشتي در نمايشگاه"در پی حضور علیرضا بهشتی، مشاور موسوی در نمایشگاه مطبوعات ، موافقان و مخالفان میرحسین موسوی ، با دادن شعارهای تند علیه یكدیگر ، دو تجمع مجزا در مصلی تشكیل دادند و به راهپیمایی در مصلی پرداختند.
به نوشته عصرایران ، در پی این تجمع و ملتهب شدن فضا ، مأموران امنیتی بهشتی مشاور و عضو ارشد ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی را به خارج نمایشگاه هدایت و با سوار كردنش بر یك ون سبز او را در حالی كه گروهی با مشت و لگد به این خودرو حمله كرده بودند ، به بیرون بردند.
با این حال ، بعد از رفتن او به بیرون نیز تجمع طرفین با شعارهایی مانند "مرگ بر منافق" ، "یاحسین میرحسین" ، و ... در راهروهای نمایشگاه راهپیمایی كردند.
این تجمع ها ، تا لحظه مخابره این خبر ، به درگیری لفظی محدود شد و خوشبختانه به كسی آسیبی نرسید.
فارس هم با اشاره به دو نوع شعار صلوات و «صلی علی محمد بوی بهشتی آمد» و «بهشتی ننگ بهشتی شده» و «دیكتاتور واقعی، موسوی و خاتمی» هنگام حضور بهشتی، شعارهای اول را
از سوی طرفداران بهشتی و شعارهای نوع دوم را شعارهای مردمی خواند.
خبر آنلاین هم نوشت: در پی حضور علیرضا بهشتی از اعضای ارشد ستاد میر حسن موسوی جمعیت زیادی از موافقان وی دست های خود را به علامت پیروزی بالا بردند .در پی در خواست بهشتی برای شعار ندادن مردم موافقان وی شروع به فرستادن صلوات كردند.اما مخالفان حضور بهشتی با سر دادن شعار “بهشتی ننگ رژیم”و “مرگ بر ضدولایت فقیه ” خواستار خروج وی از نمایشگاه شدند.
در حالی كه اغلب حامیان موسوی در طبقه فوقانی مصلی حضور داشته و شعار” یاحسین میرحسین “سر می دهند مخالفان حضور بهشتی در نمایشگاه در حال سر دادن شعار«منافق حیا كن مصلی را رها كن» هستند.
در پی این تجمع و ملتهب شدن فضا ، مأموران امنیتی بهشتی مشاور و عضو ارشد ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی را به خارج نمایشگاه هدایت و با سوار كردنش بر یك ون سبزاو را به بیرون بردند.
همچنین برخی حاضران در نمایشگاه گزارش داده اند برخی افراد بصورت سازماندهی شده در نمایشگاه حضور دارند كه هنگام حضور شخصیت ها و چهره های اصلاح طلب ،حامیان موسوی و منتقدان دولت با حمله و برهم زدن فضا ایجاد تنش و درگیری می كنند.
پیشتر مهدی كروبی نیز هنگام ورود به نمایشگاه مطبوعات، به دست عدهای ا كه بعد تصاویر آنها مشخص كرد برخی از آنها به اصطلاح خبرنگاران رسانه های طیف حامی دولت بوده اند ، مورد حمله فیزیكی قرار گرفت."
نوع انتخاب تيتر و همچنين ذكر مطلب از منابع مختلف نشاندهنده حرفهايتر بودن خبر آينده است، اما قضاوتي كه اين سايت در پاراگراف يكيمانده به آخر ارائه داده به شدت حرفهاي بودن اين مطلب را زير سوال برده است؛ اما به هر حال دو طرف بايد قبول كنند كه طرف مقابل هم مثل آنها حامياني دارد كه به نمايشگاه مطبوعات هم ميآيند.
در اين ميان سبزها چون در اقليت قرار دارند، بيشتر تمايل به خودنمايي دارند اما بايد بپذيرند كه اقليت هستند؛ آخه روز قدس هم كه هزاران نفر عليه كروبي شعار ميدادند، سازماندهي شده بودند؟
چرا اين سازماندهيها قبل از نامه جنجالي كروبي وجود نداشت؟
آن هم همان چيزي است كه در روز قدس و نمايشگاه مطبوعات بر سرشان آمد.
آنها فكر ميكردند تنها روزنامه كيهان و ايران و وطنامروز و سايتهاي فارس، ايرنا و رجا از آنها خوششان نميآيد.
اما اكنون آنها فهميدهاند كه ديگر جايگاهي در توده مردم ندارند، البته تعدادي از هوادارنشان هنوز حامي آنها هستند. به هر حال شكي نيست كه بدنه اجتماعي حاميان آنها ريزش كرده است.
شايد آنها هنوز در توهم ۲۵ خرداد هستند،
و شايد هم به اين باور رسيدهاند و نميخواهند اين را بگويند...

امروز بخشي از جامعه ما هنوز نتيجه انتخابات را باور نكرده و بخش ديگري نيز مطمئن نيست؛ دشمنان خارجي هم كه چون گرگهاي گرسنه در مرزها هستند و نمونه حادثه اخير سيستان و بلوچستان حكايت آن است.
حال اگر بين شخصيتها وحدت ايجاد شود بد است؛ در اين مورد از ائمه معصومين(عليهم السلام) حديث بسيار است اما كو گوش شنوا ؟!
البته وحدت با محوريت ولايت فقيه بايد باشد
و همچنين اين منافاتي با رسيدگي به تخلفات برخي ندارد ...
موسوي و كروبي با هم ديدار كردهاند و خاتمي هم صحبت كرده است؛ در مورد صحبتهاش اين مطلب جالب بود كه اينجا ميآورم:
شبکه ایران: در حالی که اصلاح طلبان انتظار داشتند تا سعید حجاریان به دنبال آزادی موقت، با سخنان متناقض خود آبرویی برای همقطاران سابقش دست و پا کند، با استنکاف "تئوریسین اصلاحات"، این خاتمی بود که با سخنان تند و تحریک آمیز خود، بار دیگر نظام را در موضع اتهام قرار داد.
خاتمی و موسوی که این روزها بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک گشته اند، در حالی خود را خواهان "آرامش در فضای عمومی کشور" معرفی می کنند که توپخانه بیانیه ها و سخنرانی های آنان که نظام را آماج اتهامات قرار داده ، خود نقطه آغاز التهاب ها گشته است.
در همین راستا رئیس جمهور دولت اصلاحات در دیدار با برخی هم استانی های خویش جریان رو در روی خود را با عناوینی چون "تنگنظر، خشونت گرا و یک سو نگر، متحجر و متوهم" توصیف کرد.
خاتمی در بخش دیگری از سخنان خویش شرایط کنونی را به "آشفته بازار" تشبیه کرد و تلویحا بروز رویکرد " براندازی" در جنبش سبز را تایید نمود؛ وی با این حال سعی کرد تا با عوض نمودن جای متهم و شاکی، خود و دوستانش را مبرا و نظام را متهم بروز چنین رویکردی معرفی کند!
او گفت "وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته میشود هیجان ایجاد میشود و بعضی صداهایی شنیده میشود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخشهایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد کم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمیتوانند حرف خودشان را بزنند و آنگاه کسانی حرف میزنند که به اصل اعتقاد ندارد."
تلاش سران اصلاحات برای متهم کردن مجموعه نظام در بروز حرکات براندازانه در جنبش سبز پس از آن شدت گرفت که در جریان روز قدس رویکرد اپوزیسیونی نیروهای خیابانی سبز رنگ لائیسم به خود گرفت و طی آن علاوه بر روزه خواری، علیه فلسطین و لبنان هم شعار داده شد.
امری که اگرچه از سوی نیروهای لائیک جریان سبز به اجرا درآمد اما به دنبال آن، سیاسیون هدایت کننده این جریان را به سکوت بهت آمیزی مجبور کرد. با این حال سران اصلاحات پس از سکوت نزدیک به یک ماهه خود تصمیم گرفته اند تا در مقابل این اتفاق تامل برانگیز، شانه خالی کنند و "دیگران" را مسئول این امر دانستند.
اقدام خاتمی در تشبیه شرایط فعلی کشور به "آشفته بازار" و اذعان به غیر قابل کنترل بودن جریان معارضین که پیش از این نیز در نامه موسوی آمده بود در شرایطی رخ داده است که مقام معظم رهبری بیش از سه ماه پیش، در زمانی که تولید کنندگان بیانیه های تند، سعی داشتند با تحریک احساسات مردمی، بر تعداد همراهان خود در خیابان ها بیافزایند، سران جریان معارض را به وقوع "حوادث پیش بینی نشده و غیر قابل کنترل" هشدار داده بودند.
رهبر انقلاب در بیست و نهم خرداد، سیاسیون و جریانات سیاسی را به مراقبت از رفتار و گفتار خودشان توصیه کرده بودند "آن کسانى که به یک نحوى یک نوع مرجعیتى در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤساى احزاب و کارگردانان جریانات سیاسى، و یک عدهاى از اینها حرفشنوى دارند، اینها خیلى باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلى باید مراقب گفتار خودشان باشند."
مقام معظم رهبری پاسخ "اندک افراطی گری" آنها در بدنه مردم را "افراطی گری های خطرناک" توصیف کرده بودند؛ "اگر آنها کمى افراطىگرى کنند، دامنهى این افراطىگرى در بدنهى مردم به جاهاى بسیار حساس و خطرناکى خواهد رسید که گاهى خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند، که ما نمونههایش را دیدهایم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطى به افراطىگرى دیگران دامن میزند."
با استناد به همین اصل، که اکنون نیز مورد اذعان سران اصلاحات قرار گرفته است، بود که رهبر معظم انقلاب مسئولیت "خون ها و خشونت ها و هرج و مرج ها" را بر عهده سیاسیونی نهادند که قانون را "اول بار" زیر پا گذارند و به آنها هشدار دادند؛ "اگر نخبگان سیاسى بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا براى اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهایند. من به همهى این آقایان، این دوستان قدیمى، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعهى صدر داشته باشید."
با اصرار خاتمی و دوستانش در مجمع روحانیون بر برگزاری و دعوت مردم به تظاهرات غیر قانونی 30 خرداد تا لحظات آخر که بروز خشونتهای خونین در این روز را نتیجه داد، مشخص شد که این هشدارهای رهبر انقلاب موثر واقع نشده است.
این بی توجهی همچنان ادامه یافت و رویکرد سران معارضان همچنان پیگیری شد به گونه ای که طرح ادعاهای دروغ همچون آزار جنسی در بازداشتگاه ها، ماجرای عاطفه امام، ماجرای قتل و سوزاندن ترانه موسوی، مجلس ختم سعیده پور آقایی، طرح کشته شدگان هفتاد و دو نفره ، ایجاد حرکات تفرقه آمیز در روز قدس و ... بخش هایی از سریال دروغ پردازی بود که به دنبال ادعای تقلب در انتخابات برای تحریک افکار عمومی رخ داد.
در این شرایط است که به نظر می رسد خاتمی و موسوی ضمن پرهیز از هرگونه عذرخواهی ، تاکتیک فرار به جلو را با اعلام مجموعه مسوولین کشور به عنوان متهم شماره اول(!) انحراف در جریان سبزها، به مرحله اجرا گذاشتند.
وقتي پاي سخنان رهبر معظم انقلاب وسط باشد، هر دو اين تواناييهاي برخي مسئولان كشور همراه ميشود تا همه كاري انجام شود جز عمل به سخنان.
آنها سخنان رهبر معظم انقلاب را روي بنرها با تيراژ ميليوني چاپ ميكنند، در صحبتهاي خودشان هي تاكيد ميكنند كه در سال فلان قرار داريم و...
اما دريغ از عمل.
امسال براي اصلاح الگوي مصرف چه اقدامي مسئولان كشور انجام دادند؟ مسئولان شهرداري كه با هزينههاي بسيار روي بنرها نوشتند "سال اصلاح الگوي مصرف مبارك باد." !!!
چه پارادوكس زيبايي!
در زمينه توليد علم نيز ايشان بسيار گفتهاند، اما كو گوش شنوا ؟
بودجه تحقيقاتي دانشگاههاي كشورمان چقدر است؟ چقدر از همان توليد علمهايمان در صنعت ثمربخش ميشود؟
...
بعد از اينكه هاشمي تقريبا به طور كمل از موسوي و خاتمي جدا شده، پشت سر آقا نماز عيد فط ميخواند و حتيدر جلسات مختلف مام تاكيد ميكند كه بايد از مقام معظم رهبر تبعيت كرد، عدهاي در سايتهايشان مينويسند: "آيا موضع هاشمي در تبعيت از رهبر معظم انقلاب شفاف شده است؟"
يا مينويسند: "سكوت هاشمي در قبال ظلم بزرگ به نظام
انگار اينها زوري ميخواهند هاشمي را به جمع غير خوديها هل بدهند و هي تاكيد كنند كه هاشمي ضد انقلاب و ضد رهبر و ... است.
البته من خودم بعد از نماز جمعه ۲۶ تير از هاشمي انتقاد ميكردم اما الآن با اين همه چرخش مثبت باز هم بايد به او حمله شود؟
باور دارم اين حركاتظلم به نظام است.
جبران كمبود حامي با ترفندهاي گرافيكي
اين مطلب مورد استقبال سايتهاي ديگر هم قرار گرفت:
رسوايي در دستكاري عكس مراسم روز قدس -- الف
معجزه گرافيست روزنامه اعتماد+عكس- جهاننيوز
مگه با فتوشاپ زيادتون كنه - ديلمنيوز
فتوشاپ هم به داد مغز پستهايها نرسيد - راهرجا
اضافه كردن زوري سبزها به مردم - خبرنامه دانشجويان ايران
تقلب فتوشاپي روزنامه حامي موسوي- روزنامه جوان
فتوشاپ هم به داد اعتماد نرسيد - رجانيوز
جبران كمبود حامي با به كارگيري ترفندهاي گرافيكي - مركز اسناد انقلاب اسلامي
مهم از آن جهت كه صحبتهاي آقا در نمازجمعه تكليف خيليها را معوم كرد.
از جمله تكليف مطوعات را؛ تكليفي كه متوجه مطبوعاتي چون روزنامه ايران، كيهان و فارس نيز ميشود.
و آن سخن نگفتن از اتهامات پيش از اثبات شدن آنها حتي اگر واقعاً درست باشند.
نامه توكلي خيلي كامل و زيبا نوشته شده بود و اصولي آنها را به چالش كشيده بود.
نميدانم چرا برخي رسانهها بر خلاف سياست "جذب حداكثري و دفع حداقلي" هر روز به افرادي چون توكلي، باهنر، لاريجاني، اكبر هاشمي، ناطق و... حمله ميكنند.
كه البته به خاطر مسائل سياسي داخلي كه در برابر حفظ نظام هيچ اهميتي ندارد.
متاسفانه برخي تندرو هستند، و درك اينكه نظام مهمتر از منافع سياسي آنهاست را ندارند. البته شايد فكر كنند كه براي نظام كار ميكنند اما چطور ميتوان براي نظام كار كرد و اكثر عناصر آن را مورد حمله قرار داد؟
سخن از موسوي، خاتمي و كروبي نيست كه آنها خودشان به گذشته خودشان حمله كردهاند و آنقدر تناقض دارند كه حتي نيازي نيست به آنها حمله كنيم. اگر هم تناقضهايشان را بگوييم خيلي خوبه.
اما بقيه چي؟ سخن از آقازادهها هم نيست، همانها كه نام بردم...
امروز روز مهمي بود، حداقل براي من مهم بود؛ چون بر اساس آن تصميم ميگيرم.
F1 در اکثر برنامه ها از جمله خود ویندوز برای کمک رسانی (Help) به کار می رود.
F2 اگر یک فایل یا دایرکتوری را انتخاب کنید با فشردن کلید F2 روی آن می توان اسم آن را عوض کرد. با زدن کلید Esc تغییرات اعمال نمی شود و با زدن کلید Enter تغییرات شما ثبت می شود.
F3 پنجره جستجو (Search) را برای شما باز می کند.
F4 منوی نشانی پنجره ی فعال ویندوز را به شما نشان می دهد تا بتوانید یک نشانی دیگر انتخاب کنید.
F5 اطلاعات موجود در صفحه را (ترفندستان) بازخوانی (Refresh) می کند تا از تغییرات احتمالی پس از بازکردن آن پنجره مطلع شوید.
F6 همانند کلید Tab عمل می کند و انتخاب محل های مختلف پنجره فعال را امکان پذیر می کند.
F10 منوی بالای پنجره را انتخاب می کند که می توانید با مکان نما بر روی منوها حرکت کنید. با زدن دوباره F10 یا Esc می توانید از این حالت خارج شوید.
F11 نیز پنجره را به حالت تمام صفحه (Full Screen) در می آورد. با زدن دوباره F11 هم می توانید پنجره را به حالت قبلی باز گردانید
تاملي بر اقدامات انجام گرفته از سوي ميرحسين موسوي در دوران رياست وي بر فرهنگستان هنر تا پيش از انتخابات و همچنين دوران انتخابات تاكنون نكاتي در مورد شخصيت وي را بازگو ميكند
شبکه ایران: شاید بارها پیش آمده باشد که هجوم خیالات را در ذهن تجربه کنیم و در تصورات ذهنی خود را به اوج رسانیم اما پس از درنگی در دنیای واقعی به خود بیاییم و ببینیم که واقعیت بیرونی با آنچه درون ذهن ماست تطابقی ندارد؛ این حالت در هر فردی ممکن است وجود داشته باشد، با شدت و ضعف متفاوت.
روانشناسان میگویند تخیل مفید است اما برخی چنان خیالپردازند که رفتار خود را بر اساس تصورات ذهنی خود پیش میبرند و هجوم خیالات امکان تحلیل واقعیت بیرونی را به آنها نمیدهد که در نتیجه، این تخیل افراطی به "توهم" میانجامد. همین موجب میشود که بسیاری از پلهای پشت سر خود را خراب کنند، اما پس از دریافت واقعیت چارهای نمیبینند جز توجیه.
این مقدمهای بود برای بررسی گذشته مردی که در انتخابات و پس از آن جنجال آفرین شد و مواضعش مورد نقد بسیاری قرار گرفت؛ به نظر میرسد برای علتیابی رفتاریهای او باید به گذشته مراجعه نمود.
هفتهنامه اصلاحطلب شهروند امروز در شماره 61 خود که در دوم دیماه سال 86 منتشر نمود، گزارشی تهیه کرد از نمایشگاه نقاشیهای میرحسین موسوی در موسسه فرهنگی هنری صبا؛ یکی از مطالب این شماره هفتهنامه شهروند امروز که سردبیر آن محمد قوچانی بود با عنوان "نقاش خیالپرداز" به توصیف حالات درونی موسوی پرداخت.
نویسنده پس از بازدید از نمایشگاه آثار موسوی، این گونه نوشت: "میرحسین موسوی نقاش خیالپردازی است، آن اندازه خیالپرداز که به هیچ روی به دنبال بازنمایی و نمایش چیزهایی نیست که در جهان دیده میشود... هیچ عنصری در تابلوهای او واقعی نبوده و قابل شناسایی نیست. هر آنچه وجود دارد در خیال است...".
البته شهروند امروز صفت "نقاش خیالپرداز" را بر پایه پیوند چندین ساله موسوی با "دنیای خیالی"اش به او نسبت داده چرا که نویسنده مطلب مذکور به خوبی میدانسته که میرحسین از سال 77 تا سال 88 ریاست فرهنگستان هنر را به عهده داشته و فصلنامه خیال و فصلنامه خیال شرقی، ویژهنامههای نقش خیال، طرح خیال، نوای خیال، سایه خیال، تصویر خیال، تندیس خیال، معراج خیال، اقلیم خیال، جوانه خیال، آوای خیال و ماهنامه آیینه خیال از آثار منتشر شده تحت نظارت او در فرهنگستان هنر است.
اما این همه ماجرا نیست، بنابر آنچه پیش از این نیز برخی سایت ها به آن اشاره کردند، در یازده سالی که موسوی ریاست فرهنگستان هنر را به عهده داشت مراسمهایی با این عنوانها از سوی فرهنگستان برگزار شد: هماندیشی تخیل هنری (8/10/87)، اولین هماندیشی تخیل هنری (8/7/83)، دومین هماندیشی تخیل هنری (23/8/84)، سومین هماندیشی تخیل هنری (15/8/85)، هماندیشی تخیل و مهاجرت (8/10/87)، نمایشگاه خیال ایرانی (17/2/84)، نمایشگاه بهزاد در خاطر و خیال من (23/9/82) و ...
فرهنگستان هنر، گروههای پژوهشی در زمینههای مختلف هنری دارد که یکی از این گروهها، گروه پژوهشی "تخیل هنری" است. این گروه تاکنون 3 هماندیشی تخیل هنری و سخنرانیهایی با موضوع: "تخیل ادبی و هنری از منظر گاستون باشلار"، "تخیل هنری از منظر ژاک لاکان"، "مولانا، تخیل و هنر"، "تخیل هنری از منظر ژیلبه دوران"، "تخیل هنری از منظر ابنعربی" و "تخیل هنری از منظر شیخ اشراق" در دوره موسوی برگزار کرده است.
و سوم مردادماه 87 سخنان شهاب الدین طباطبایی رئیس ستاد 88 موسوی، خواهرزاده سید محمد خاتمی و از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت نیز تاییدی بر یک واقعیت بود، خیالپردازی و توهمات موسوی. او گفت: "از همان ابتدای ورود موسوی -به انتخابات-، وی و مجموعه نزدیکش دچار عارضه توهم پیروزی بودند."
و در آخرین نمونه میرحسین در بیانیه چهاردهم شهریور خود از ورودش به راهی پر از نورانیت خبر داده و گفته که در این راه "سالخوردگان" هم پخته شده اند!
موسوی در این باره نوشته است: "بخش مهمی از توانمندیهایی که اینک در شبکههای اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم؛ ما در راهی پر از نورانیت وارد شدهایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است."
بر این اساس کارشناسان سیاسی معتقدند فعالیتهای هنری چند ساله موسوی و سیر او در "دنیای خیالات" که با گسستی کامل از عرصه سیاست همراه بوده، "قوه تحلیل واقعیت" میرحسین را بشدت تضعیف کرده است.
به واسطه این موضوع است که ورود ناگهانی موسوی به صحنه "کاملا واقعی" و سخت سیاست، با روحیات درونی و "خیالپردازی"های سابق او در تناقض قرار گرفت و در نهایت به بروز مجموعهای از "توهمات" منجر شد.
شاید همین "توهم"، امکان عبور از "خطوط قرمز" را به موسوی داده است؛ راستي در آينده او ميخواهد از چه خطوط قرمزي عبور كند؟
و ميخواهد چه تصويري از جامعه را در ذهن خود بكشد و بر اساس آن عمل كند؟